دانستني هايي درباره ي محوطه تاريخي تخت جمشيد دراستان فارس

 تخت جمشيد در دامنه كوه رحمت در 57 كيلومتري شمال شهر شيراز، در شهرستان مرودشت در طول جغرافيايي 53 درجه و 54 دقيقه شرقي و عرض 29 درجه و 56 شمالي قرار گرفته و 1770 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.

وسعت صفه تخت جمشيد 455 متر در جبهه غربي، 300 متر در ضلع شمالي، 430 متر در سمت شرقي و 390 متر در ضلع جنوبي است كه در مجموع 12500 متر مربع را در بر مي گيرد. البته مساحت زمان آباداني آن بيش از اين بود.

از تاريخ دقيق ساخت تخت جمشيد اطلاع دقيقي در دست نيست، اما از لوحه هاي طلا و نقره كشف شده در آنجا ، مشخص شده است كه ساخت آن در 518 پييش از ميلاد همزمان با اوج اقتدار حكومت پارس آغاز شد. داريوش اول براي نشان دادن شكوه و قدرت فرمانروايي خود و از سوي ديگر براي برپايي جشن هاي ملي و مذهبي چون نوروز دستور داد تا با تسطيح دامنه ي كوه و ايجاد صفه اي عظيم ، كاخ هاي مجللي را در آنجا بنا كنند. دوره شكوه و آبادي تخت جمشيد 20 سال به طول انجاميد. مجموعه تخت جمشيد شامل كاخ ها، بخش هاي خدماتي ، حصارها ،    شبكه ي آب رساني و مقابر دو پادشاه و ... است. هر كاخ به تناسب ابعاد و موقعيت آن كاربرد ويژه اي داشت و مجسمه هاي ، نقش هاي برجسته سنگي و آجرهاي لعاب دار در نماي داخلي و خارجي كاخ ها براي تزيين به كار رفت. مجموعه تخت جمشيد در دوره ي داريوش سوم در سال 330 پيش از ميلاد به دست اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد.

عمليات ساختماني از قسمت جنوبي صفه آغاز شد و نخست بخشي از خزانه و كاخ تچرا يعني كاخ اختصاصي داريوش و تالار بزرگ  بار عام  يعني كاخ آپادانا ساخته شد. اين ساخت و ساز در دوران پادشاهي داريوش اول ، خشايارشاه  و اردشير اول كه بين سال هاي 500 تا 450 پيش از ميلاد بود ، به طول انجاميد. در زمان پادشاهي اردشير سوم از 404 تا 359 پيش از ميلاد نيز بخش ديگري از اين مجموعه عظيم بنا شد. تمامي نقوش تخت جمشيد ابتدا رنگ آميزي شده بود و هنوز آثار اين رنگ ها بر روي برخي نقوش باقي است. علاوه بر اين بسياري از طرح ها و حتي ستون ها با ورقه هاي طلا و نوار طلايي تزيين شده بود. روي نقوش شاه و تاج وي - به ويژه در كاخ داريوش ، كاخ خشايارشاه و كاخ مركزي -  جواهرات قيمتي كار گذاشته شده بود. ساير نقوش هم كم و بيش تزئيناتي داشت.

 در تخت جمشيد دو نوع سنگ به كار رفته است:

- سنگ صخره اي از جنس سنگ آهكي به رنگ خاكستري شفاف با سنگواره هايي از دوره كرتاسه مياني.

- سنگ صخره اي ، از جنس آهكي اما سخت تر از نوع پيشين و به رنگ خاكستري مايل به سياه.

براي تهيه اين سنگ ها از چند معدن استفاده مي شد. بخشي از اين سنگ ها از سنگ هاي صخره صفه تخت جمشيد است. از معدن هاي شمال غربي صفه تخت جمشيد و اطراف تخت جمشيد نيز سنگ نوع آهكي تهيه مي شد. در منتهي اليه گوشه غربي صفه در مجاور آن در سنگ ها و صخره ها، جاي برش سنگ هنوز وجود دارد. از معدن هاي مجدآباد در 40 كيلومتري غرب تخت جمشيد، سنگ آهكي سخت تر فراهم مي آمد. بخشي از سنگ ها هم از معدن كوه حاجي آباد ( نقش رستم ) در 5/2 كيلومتري تخت جمشيد فراهم شده است.

تخت جمشيد نامي است كه مورخين اسلامي بر اين مجموعه نهاده اند اما نخستين نام تخت جمشيد به نام ملت  سرنشين  فارس ، « پارسه كرته » بود. از سوي ديگر نام اين كاخ در گل نبشته ها و نير در كتبيه بالاي درگاه سنگي تالار ورودي تخت جمشد « پارسه» ذكر شده است. تخت جمشيد در دوره ساسانيان « ست ستون» به معني صد ستون ناميده مي شد. يونانيان آن را پـِرسِپوليس (  (Persepolisيعني شهر پارسه مي ناميدند.

پلكان ورودي

وروديه ي صفه تخت جمشيد از دو رديف پله تشكيل شده كه به صورت قرينه در دو سوي صفه و در ضلع جنوب آن قرار دارند. هر رديف از 63 پله تشكيل شده كه به پاگرد بسيار وسيعي منتهي مي شود و با چرخش 180 درجه، مجدداً 48 پله ديگر به صفه راه مي يابد. ارتفاع صفه از سطح زمين 12 متر است. به اين ترتيب در هر سمت 111 پله وجود دارد. هر پله 90/6 طول، 38 سانتي متر پهنا و 10 سانتي متر ارتفاع دارد. به نقل از فارسنامه ابن بلخي، در مورد ارتفاع پله ها برخي بر اين باورند كه در زمان آباداني تخت جمشيد، با اسب و به صورت سواره از آنها بالا مي رفتند. اين نظر نادرست است، چه در ايران باستان سواره رفتن به داخل كاخ شاهي ممنوع بود و اين امر به منزله پست شمردن بارگاه بود. « پير لوتي» در سال 1909 م. (1323 ه. ق) براي بررسي موضوع ، سواره از پله ها بالا رفت. او در سفرنامه اش نوشته است كه صداي سم اسب به طور وحشتناكي در تمام تخت جمشيد مي پيچيد. دكتر « شهبازي» بر آن است كه پهن و كوتاه بودن پله ها براي آن بود كه بسياري از بزرگان اداري و سپاهي بتوانند به آساني، هم گروه و گفتگوكنان از آنجا بالا بروند؛ درست به همان گونه كه اين بزرگان بر پلكان آپادانا و كاخ مركزي به تصوير در آمده اند.

قطعات سنگي كه براي پلكان ورودي به كار رفته با هم برابر نيست و آنها را بدون ملات در كنار هم چيده اند و با بِست دم چلچله آنها را به هم وصل كرده اند. هر چهار – پنج پله را در دو قطعه از سنگ ها به وجود آورده اند.

بيشتر پله هاي ورودي از گزند باد و باران و گذر مردمان آسيب بسيار ديده بود كه در دهه چهل و پنجاه  شمسي آنها را مرمت كردند.غير از اين راه ورودي، در كوچكي نيز در زاويه شمال غربي صفه وجود دارد

كاخ دروازه ملل

بالاي پلكان ورودي سمت چپ، به فاصله 22 متر از لبه صفه، كاخ كوچكي وجود دارد كه «دروازه ملل» ناميده مي شود. نمايندگان همه ملت هاي شاهنشاهي هخامنشي نخست وارد اين كاخ مي شدند و روي سكوهاي سنگي پيش بيني شده در اطراف تالار كاخ، به انتظار ورود مي نشستند. اين بنا كه توسط خشايارشاه ساخته شده ، شامل تالاري با ديوارهاي خشتي بزرگ و سه درگاه عظيم است؛ درگاه غربي به سوي پلكان ورودي، مدخل شرقي توسط يك خيابان به سوي كاخ صد ستون و درگاه جنوبي با عبور از يك حياط مركزي به كاخ آپادانا ارتباط مي يابد. چهار ستون بلند به ارتفاع 5/16 متر، سقف را استوار مي داشتند. از اين چهار ستون، فقط دو ستون باقي مانده است و يك ستون را هم در سال 1344 شمسي از قطعات پراكنده آن روي هم سوار كرده اند. هر ضلع تالار 75/24 متر و مساحت آن 5/612 متر مربع است. در دو طرف درگاه غربي، دو گاو بسيار بزرگ جرز (ديوار اطاق و ايوان ، پايه ي ساختمان كه از سنگ و آجر سازند ) هاي درگاه را بر پشت خود دارند. روي آنها به طرف دشت و پاهاي عقب آنها در حال حركت است. اين دو گاو بزرگ ترين نقش حجاري شده تخت جمشيد هستند.

در بالاي سر اينها، بر جبهه دروني، سنگ نبشته اي در سه خط و سه زبان از خشايارشاه وجود دارد كه در آن آمده است: « گويد خشايارشاه اين دروازه همه ملت ها را من به خواست اهورامزدا ساختم. بسا ساختمان هاي خوب ديگر در اين پارسه كرده آمد كه من برآوردم و پدرم. هر آن بنايي كه زيبا مي نمايد ، همه را به تأييد اهورامزدا ما ساختيم».

در درگاه شرقي، مجسمه هايي از سر انسان با تنه گاو و بال عقاب ديده مي شود. ديوارهاي تالار ملل با كاشي هاي رنگي سبز، آبي و نارنجي و ديگر رنگ ها پوشيده شده بود كه نمونه هايي از آنها در موزه ساساني موجود است.

كاخ آپادانا

بزرگ ترين و با شكوه ترين اثر موجود در تخت جمشيد ، كاخ داريوش يعني كاخ آپادانا است كه ساخت آن در زمان داريوش بزرگ آغاز و در زمان خشايارشاه پايان يافت. در كاخ آپادانا يا كاخ بارعام ، شاه نمايندگان ملل تابع را براي بارعام نوروزي به حضور مي پذيرفت. اين كاخ داراي يك تالار مركزي چهارگوش با 36 ستون به بلندي 65/19 متر و سه ايوان شمالي، شرقي و غربي است كه در هر يك 12 ستون وجود دارد. همه ستون ها در شمال ، شرق و غرب كاخ قرار دارند. در جنوب ، چهار برج در چهار گوشه بيروني تالار و چند اتاق نگهباني وجود دارد.ايوان شمالي در اندازه 60×25 متر و مجموعاً 1500 متر مربع مساحت دارد و سطح آن سه متر بالاتر از سطح حياط آپاداناست. يك پلكان دو سويه از حياط به ايوان شمالي راه دارد. در دو سوي ديوار اين پلكان، نقش هاي زيبا حك شده كه از شاهكارهاي هنر هخامنشي است. در پيش بست بزرگ يا قسمت عقب پلكان، 23 گروه نمايندگان در سه رديف ، نشان داده شده و در قسمت شمالي بزرگان ايرانشهر و ميرآخوران و سربازان گارد جاويدان نقش شده اند. هر يك از بزرگان گل يا غنچه ي نيلوفر آبي به دست دارد و در دست بعضي ديگر اشيايي مشاهده مي شود كه احتمالاً سيب يا تخم مرغي رنگي است. تمامي اين اشياء از علايم نوروز به شمار مي آيند. 

گروه نمايندگان از ملل تابعه حكومت هخامنشي هستند و نمايندگاني از مادي ها، خوزي ها،   هراتي ها، رخجي هاي افغانستان، مصري ها، بلخي ها، اسه كرتيان، ارمني ها، بابلي ها، آشوري ها، سكاييان، قندهاري هاي افغانستان و سكاهاي هوم پرست و ... را در بر مي گيرد.در پيش بست كوچك يا قسمت جلو پلكان، يك مجلس نشان داده شده كه در دو سوي آن دو ابوالهول به شكل شيري بال دار با سر يك انسان تاج دار رو به روي هم نشسته اند. علاوه بر آن يك رديف كاج و سرو، و نيز شيري كه گاو نري را مي درد نقش شده است. تالار مركزي چهارگوش و به اندازه 50/60×50/60 متر است و شش رديف ستون كه در هر يك 6 ستون وجود دارد و مجموعاً 36 ستون را تشكيل مي دهد، در اين تالار وجود دارد. ايوان شرقي آپادانا، زيباترين قسمت اين كاخ است. اين ايوان از نظر اندازه مانند ساير ايوان ها 5/60×25 متر است و داراي دو رديف ستون و در مجموع 12 ستون است. يك جفت پلكان دو سويه با پيش بست به طول 81 متر و پيش بست دوم به طول 27 متر، از حياط شرقي توسط 31 پله ، به ايوان كه سه متر بالاتر از سطح حياط است ، راه مي يابد. روي پيش بست ها نقوش بسيار زيبا از گل ، نخل ، دو ابوالهول ، سرباز ، شير ، و ميرآخوران شاهي ، سنگ نبشته ها و نقش شير گاو شكن و رژه هديه آوران ، حك شده است.

حياط آپادانا: در شمال و شرق كاخ آپادانا ، حياطي بزرگ به شكل حرف لاتين L موجود است كه ضلع بلند آن در سمت شرق، 167 متر درازا و 34 متر پهنا و ضلع كوتاه آن در شمال 152 متر طول و حدود 50 متر عرض دارد. اين حياط از شمال به سر پلكان ورودي، جلوخان، دروازه ملل و يك رشته اتاق سربازي و نگهباني با ديوارهاي خشتي محدود است. اين اتاق ها در پشت ديوار جنوبي خيابان سپاهيان ساخته شده و درِ آنها رو به حياط باز مي شد.

در شرق اين حياط چهار اتاق بلند و متوسط ، برج دو اتاقه شمال غربي كاخ صد ستون و يك دالان بلند غرب كاخ صد ستون وجود دارد. در سمت مغرب و جنوب حياط، ايوان هاي شرقي و شمالي كاخ آپادانا قرار دارد.

كاخ تـَچـَر

در جنوب غربي آپادانا، رو به جنوب يعني آفتاب، "كاخ تَچَر" وجود دارد. اين كاخ از نخستين      كاخ هايي است كه در صفه تخت جمشيد ساخته شد. بر دو طرف درگاه جنوبي تالار كاخ تَچَرَ، بر فراز سر شاه، كتيبه اي به سه زبان و سه خط ايلامي، فارسي باستان و بابلي اين چنين نـَقر ( حك ) شده است: « داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر و يشتاسپه، از تخمه هخامنشي، كه اين تچر را ساخت.» در يكي از كتيبه ها در زير ستون سالمي كه در خارج از صفه تخت در سال هاي 1329 يا 1330 پيدا شد، واژه تچر تكرار شده است. اين كاخ "تچر" و در كتيبه ديگر "هَديش" خوانده شده و امروزه تـَچـَر و كاخ داريوش ناميده مي شود.از سوي ديگر واژه « تـَچـَر» را « كاخ » يا « خانه زمستاني » معني كرده اند و آن را كاخ زمستاني داريوش دانسته اند، اما براي بيان اين مفهوم دليلي در دست نيست.

سنگ هاي اين كاخ ، خاكستري و بسيار صاف و صيقل داده شده است، از اين رو آن را « تالار آينه» يا « آينه خانه» ناميده اند. كاخ تچر به ابعاد 40×30 متر، بر روي سكويي كه 20/2 تا 3 متر از كف آپادانا و حياط مجاور آن بالاتر است، ساخته شده است. اين كاخ داراي يك تالار مركزي با 12 ستون اتاق هاي كوچك در اطراف است. دو اتاق مربع شكل كه هر كدام چهار ستون دارند و يك ايوان 8 ستوني در جنوب اين تالار قرار دارند. در جنوب كاخ هم يك پلكان دو سويه كه بر بدنه آنها نقش خدمتگزاران پارسي و مادي كه ظرف هاي آشپزخانه و خوراكي در دست دارند، حك شده است.

بر بدنه جبهه جنوب سكوي كاخ تچر، يعني بر ديواره جنوبي پلكان دو سويه، چند صحنه حجاري شده از سربازان پارسي كمان دار كه سنگ نوشته اي را پاس مي دارند نقش شده است. اين سنگ نبشته را خشايارشاه به خط و زبان فارسي باستان و نيز ايلامي و بابلي نوشته و همين كتيبه دو بار ديگر تكرار شده است.

بر سنگ هاي اين كاخ، يادگارهايي نوشته شده كه از همه كهن تر به شاپور دوم ساساني تعلق دارد. از شاپور سكانشاه، عضدالدوله ديلمي و ... نيز كتيبه هايي روي ديوارهاي اين كاخ باقي مانده است.