ای گوی زر . . .

 

ای گوی زر، خوش کن گذر، با مژده ای از بام ما

پر شقه های نور کن، گردون نیلی فام ما

 

بشکن کمان این غمان، ره ده یقین را در کمان

بفشان ز دامان زمان، گلبرگ بر ایام ما

 

در راه کام مردمان، نامی نجوییم از جهان

باری روا کن کاممان، وانگاه بستر نام ما

 

از تلخی بس شوکران، رنجی بدل باشد گران

از ساغر غم پروران، شهدی فکن در جام ما

 

با نغمه ای آتش به جان، آغاز شد این داستان

با بانگ شاد و پر توان، پر شعله کن فرجام ما

 

شاید فرو بارد نمی، شاید در آید همدمی

شاید برانگیزد همی، نقش دگر رسام ما

 

ما را پیام زندگی: رزم است ضد بندگی

تا ققنس فرخندگی، پر گسترد بر بام ما

 

گر تو ز راز تو به تو، با ما نخواهی گفتگو

«فردا» چو آید روبرو، بگزار این پیغام ما

 

 

                                    احسان طبری

                                                                     بهمن ماه 1358

منتشر شده در روزنامه مردم ـ دوره هفتم، سال اول، شماره 175 یکشنبه 5 اسفند ماه 1358

خنده داره سردار همه چیز تمام شد !!!

عبرت بگیرید پیش از اینکه مایع عبرت دیگران شوید

 

امروز صفحه اول اکثر خبرگزاریها یک خبر مهم را مخابره کردند

"صدام به اعدام محکوم شد"

صدام حسین عبدالمجید دیکتاتور سابق عراق در دور اول محاکمه خود به جرم اعدام و قتل عام بيش از 140 نفر از مردم شهر شيعه‌نشين دجيل در 60 كيلومتري شمال بغداد و تخريب زمين‌هاي كشاورزي آنان و نيز كوچ اجباري بسياري از خانواده‌هاي اين شهر در سال 1982، محاكمه شد و همراه برادرش برزان التکریتی به اعدام با چوبه دار محکوم شد. پس از آنكه صدام حسين در دادگاه حكم خود را شنيد در حالي كه مي‌لرزيد فرياد مي‌زد:"الله اكبر" و زنده باد ملت".

لرزش و زبونی صدام در دادگاه در حالیکه با دست گرفتن قران قصد عوام فریبی و تهییج مردم را داشت و هیچ فریاد رسی برای خود نمی دید بسیار مشمئز کننده بود. تصاویری را به یاد من انداخت از سردار بزرگ قادسیه که با فخر در برابر حکام عرب می نشست و تفنگ وشمشیر زرین به حضورش پیشکش می کردند . به یاد او افتادم زمانی که  سیگار برگ بر لب به  ابراز احساسات مردم عراق پاسخ می داد و مردم را حتی لایق نمی دید که سیگار از دهان برگیرد .

اهای دیکتاتور چگونه فرمان دادی که پسران نوجوان پارس و عرب و کرد و شیعه وسنی و ........به خون خود بغلطند حال انکه از اینده خود بی خبر بودی ایا در قرانی که بدست داری نمی بینی که نوشته است "فبای ذنب قتلت" و چه پاسخی خواهی داددر محضر عدل الهی.چگونه بر سر مردم فریاد مرگ کشیدی حال انکه خدای بزرگ بر تو مسلط بود . گریه شبانه چند نوزاد را به مرگ خونین تبدیل کردی . چه برسر مردم عراق وایران و کویت اوردی ایا نمی دانستی که خدایی برای دادخواهی هست وبزودی در محضرش خواهی ایستاد . در حالیکه عدالت او لرزه بر اندامت خواهد انداخت تو که اینقدر در برابر دادگاه دنیوی بر خود می لرزی . چه شد انهمه غرور انهمه خودبینی کجایند سرداران عرب که امیرشان اینچنین لرزان گشته کجایند افسران گارد جمهوری کجایند جوانان شعب الوطنی تا به اشارتی جان فدای تو کنند  می بینی دیکتاتور هیچ کس نیست هیچ کس حتی امیران کویت و عربستان واردن و مصر نیز منتظر مرگ تو هستند . می بینی سردار همه چیز زود گذر بود مانند یک رویا .....تمام شد سردار دنیا هزاران سال است که این رسم را دارد و تو غافل بودی سرنگون شدی در حالیکه تمام دوستانت با تو دشمن بودند .....خنده دار است سردار همه چیز تمام شد .

فرمانده چه گوارا دوست وبرادر

"من نه مسیح هستم نه انسانی نیکوکار من نقطه متقابل مسیح هستم من با هر ابزاری که در دست دارم برای باورهایم مبارزه می کنم . و دشمنم را نابود می کنم به جای اینکه بگذارم به صلیبی یا جای دیگر میخکوب شوم ."

 

گوینده این سخنان مردی بود که یکی از شناخته شده ترین مبارزان عدالت در جهان بود و پایداری او در راه رسیدن بر اهدافش او را به یکی از بزرگترین الگوها و اسطوره های انقلابیون دنیا تبدیل کرد . نامش ارنستو چگوارا دلاسرنا بود و متولد ژوئن 1928 در ارژانتین بود در 16 سالگی با افکار مارکس اشنا شد و در جوانی هنگامی که دانشجوی پزشکی بود به سفری سراسری در امریکای جنوبی بپردازد و با تاریخ فرهنگ و مصائب مردم منطقه لاتین وکارائیب اشنا شود پس از فارغ التحصیلی به گواتمالا رفت و پس از سقوط حکومت آربنز به مکزیک گریخت وبه یاران کاسترو مبارز کوبایی ملحق شد در 1959 سی ساله بود که پیروزی برای یاران کاسترو بدست امد و حکومت کوبا را بدست گرفتند در حکومت انقلابی مشاغل حساسی بدست اورد . در 1965 به کاسترو گفت دیگر مردم جهان یاری نه چندان مهم مرا می طلبند و بدین روی از تمام مسئولیتهای خود استعفا داد و به کنگو رفت ودر کنار پاتریس لومومبا با موسی چومبه جنگید پس از شکست خوردن و مرگ لومومبا به بولیوی رفت و در کنار شورشیان بولیویایی به نبرد با دشمن پرداخت ولی بازهم شکست خورد و در8 اکتبر 1967 توسط نيروهای نظامی بوليوی که دولت آمريکا سازماندهی کرده بود، زخمی، دستگير و سپس به قتل رسيد. او در زمان مرگ 39 سال داشت وفریاد او زمانی که به سر کسانی که دستور اعدام اورا داشتند فرود می امد که "بزنید ترسوها شما فقط یک مرد را می کشید هزاران نفر دیگر به خروش خواهند امد " در گوش زمان پیچید واز او اسطوره ای ساخت برای تمام مبارزان در سراسر جهان .

سازماندهی کارگران در عمل انقلابی برای فايق آمدن به تنها سوال اساسی جهان سياسی، که همانا سقوط سرمايه داری با تمامی مظاهرش چون استثمار، فردگرائی، جنگ، نژادپرستی، تحميق زنان و بحران اقتصادی-اجتماعی، برای انتقال جامعه به سوی سوسياليسم و کمونيسم، و رها شدن از اين مصائب است، کوشيد. دستاوردهای مشارکت و مساعدت سياسی او امروز، نه تنها در ان زمان برای کارگران و کشاورزان کوبائی ، بلکه برای طبقه کارگر جهان و سوسياليستهای انقلابی، در کليه کشورهای جهان دارای اهميت ويژه ای است.

 

آنان که زهرخند به لب و دست خویش را

با گوشه های پرچم تو پاک می کنن

که دیگر تمام شد

دنیا به کام شد

 

تو زنده ای هنوز که بیداد زنده است

تو زندهای هنوز که باروت زنده است

تو در درون هلهله های دلاوران

تو در میان زمزمه دختران کوه

در شعرو در شراب شبیخون تو زنده ای !

 

 

مشعل تو خاموش نشده

هرچند به خاک افتادی.

پیش می روی چریک

سوار بر اسب اتشین

در میان کوهستانها, باد, وابرها

صدایت را خاموش کرده اند , اما ساکت نیستی .

هرچند که پیکرت را می سوزانند

هرچند که پیکرت را پنهان می کنند

در گورستانها ,جنگلها و کوههای سرد

اما نمی توانند از ما دورت نگاه دارند

فرمانده چه گوارا

دوست وبرادر

 

 

 

نیکولاس گی ین- شعری برای چه

موزه عبرت . به نظر شماچه کسانی باید عبرت بگیرند؟!

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net     Free Image Hosting by FreeImageHosting.net    Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

سلام دوستان تا حالا سمت میدان توپخانه یا امام خمینی تهران رفتید ؟ اگر هم نرفته باشید احتمالا اونجا رو خوب می شناسید این میدون تو عمر طولانی خودش شاهد وقایع تاریخی زیادی بوده تو سال 1281 ساخته شده و چند خیابون اصلی تهران مثل  امير کبير ، ناصر خسرو ، باب همايون ، سپه ، فردوسی و لاله زار رو به يکديگر متصل می کنه. من نمی خوام در مورد این میدون صحبت کنم بلکه در مورد موزه ای می خوام براتون بگم که تو محوطه این میدان داخل یکی از خیابونای فرعی اونه ,اسم اون موزه ¸موزه عبرته. موزه ای که بیشتر سالهای عمرشو زندان بوده و اگر اتفاق خاص نیفته ( موزه های عبرت بزرگتر ساخته نشه!!!) احتمالا بقیه عمرشو موزه می مونه سال تولد این موجود منحوس رو1317 از یک مادر المانی و یک پدر ایرانی به نام رضاخان میرپنج گفته اند و سال تبدیلش به موزه  1382 در زمان آقاي محمد خاتمي بوده( احتمالا بدلیل کمبود جا تصمیم به تغییر کاربری گرفته شد)این موزه قبل از انقلاب در ابتدا بازداشتگاه موقت شهربانی بوده ودر سال 1352 به دستور شاه به کمیته مشترک ضد خرابکاری تبدیل می شه تاسال 1357 و بعد از اونهم که دست بزرگواران جمهوری اسلامی می افته تا همه اون شکنجه هارو سر همبندی ها و یاران انقلابی سابق خود و دشمنان امروزشان دوباره اجرا کنند واسمش رو بذارن بازداشتگاه توحید؟؟؟ . چند وقت پیش فرصتی پیش اومد و تونستیم از این موزه بازدید کنیم خیلی جالب بود همه چیزش از چندتا ماشین ضد گلوله در ورودی موزه تا فروشگاه خروجی,موزه پر بود از مجسمه هایی که زندانیان و زندانبانان را در هنگام شکنجه نشان می داد سلولهای ترسناک شکنجه های فجیع زندانیان زجر کشیده, در انجا وحشت حرف اول را می زد برای یک زندانی فرضی از هنگام اولین مواجه بازندان در رختکن زندان تا سلولهای تاریک و دستگاههای مخوف شکنجه تداعی مکانی را می کرد که ما به ان می گوییم اخر دنیا !!!ترسناک وترسناک برای من یکی که اصلا شکنجه هایی که کشیده بودند قابل تحمل نبود.راهنمای موزه یکی از زندانیان سابق همونجا بود که کاربری اطاقها را تشریح می کرد .این موزه رو حتما باید ببینید پس من دیگه وارد جزئیات نمیشم. یکی از چیزهای جالب این موزه عکسهایی است که از زندانیان به دیوار زده اند با روسری مونتاژی و بدون عکس انقلابیون اصلی مانند توده ایها و مجاهدین و.... که احتمالا با اینکار می خواستن بگن صاحب اصلی این انقلاب فقط وفقط ما بودیم! در میانه های بازدید از موزه اولین چیزی که مرا پس از دیدن فجایع ان ازار می داد چند خاطره از کسانی بود که زندانهای شاه را سالها تجربه کردند ولی در زندانهای جمهوری اسلامی در چند روز هرچه که زندانبانان خواستند اعتراف کرده بودند . این اشخاصی که این شکنجه ها را تحمل کرده بودند چگونه در زندانهای جمهوری اسلامی نتوانستند مقاومت کنند !! مگر در ان زندانها چه خبر بوده ؟ یاد نامه مرحوم کیانوری به اقای خامنه ای افتادم  یاد نامهایی که او برد بعنوان کسانی که سالها (بعضا تا 25 سال) در زندان شاه بودند و در زندان جمهوری اسلامی تاب مقاومت نیاوردند و جان دادند  . و این سئوال مرا به یک اصل مهم و دلیل اصلی ساخت چنین موزه ای رهنمون کرد و نام عبرت را در ذهن من به گردش دراورد وقتی از موزه خارج می شدم یک سئوال ذهن مرا به خود مشغول می کرد که ایا می توانی ؟ می توانی تحمل شکنجه های جمهوری اسلامی را داشته باشی تحمل خوردن چند شلاق راداری ؟ تحمل شنیدن چند ناسزا را داری ؟ چند ساعت می توانی یا دستهای دستبند زده شده از پشت در هوا معلق باشی ؟  و هزاران سئوال دیگر که ذهن مرا مورد هجمه های سخت قرار داده بودند و باز نام عبرت ! وبیانیه ای که بصورت اتوماتیک از سوی طراحان این موزه برای شما در ذهن شما خوانده می شود ."کسانی که مخالف ما باشند هزاران پله بدتر از این را خواهند دید پس مواظب باشید تا لحظه ای حتی برای لحظه ای بر علیه ما فکر نکنید ." شاید طراحان موزه با ساختن چنین موزه ای سعی داشتند به مخالفان خود درس عبرت بدهند ولی احتمالا از این غافل شده اند که  پیام ما مردم به دولتمردان نیز با دیدن این موزه  در گوش انان طنین افکن خواهد شد که شما ابتدا خود باید عبرت بگیرید که شاه با ان دستگاههای قوی امنیتی و نظامی با پشتونه اکثریت ابر قدرتها  نتوانست جلوی خواست ملت را بگیرد . پس سعی نکنید برخلاف خواست ما بایستید که به قول اقای خمینی دست وپایتان خواهد شکست!!!

نامه خاتمی به شخصیت‌های مختلف

با تشدید بحران در خاورمیانه و گسترش نگرانی‌ها‌ در جهان، حجت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی، رئیس مؤسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ‌ها‌ و تمدن‌ها‌، نامه مهمی برای رهبران و شخصیت‌ها‌ی غیر دولتی جهان فرستاد.

به گزارش ایسنا، در این نامه که برای «کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد»، «حضرت آیت الله العظمی سیستانی، مرجع عالیقدر شیعه»، «علامه سیّد محمّدحسین فضل الله، مرجع شیعیان لبنان»، «اکمل الدین احسان اوغلو دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی»، «عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب»، «کوئیشیرو ماتسوئورا، مدیر کل سازمان یونسکو»، «فدریکو مایور، مدیر کل سابق سازمان یونسکو»، «نلسون ماندلا، رئیس جمهوری سابق آفریقای جنوبی»، «ماهاتیر محمّد، نخست وزیر سابق مالزی»، «حسنین هیكل، روزنامه نگار برجسته عرب»، «محمد رشید قبانی، مفتی لبنان»، «شیخ محمد سعید طنطاوی، رئیس دانشگاه الازهر مصر»، «خاویر سولانا، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا»، «عالیجناب پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک‌ها‌ی جهان»، «دکتر اشنایر، عضو گروه عالی رتبه ائتلاف تمدن‌ها‌»، «نوام چامسكی»، «عالیجناب دسموند توتو، اسقف اعظم آفریقای جنوبی»، «امبرتو اکو، نویسنده برجسته ایتالیایی»، «پاتریاك نصرالله پطرس صفیر، رهبر مسیحیان مارونی لبنان»، «یورگن‌ها‌برماس، فیلسوف و نظریه پرداز آلمانی»، «عالیجناب آلکسی دوم، رهبر جامعه ارتودوکسی روسیه»، «دکتر ساموئل کوبیا، دبیرکل شورای جهانی کلیساها» و «شورای ادیان ابراهیمی» ارسال شده است آمده:

ادامه نوشته

زیر سئوال بردن گنجی به قیمت محکومیت خود

سلام دوستان دیروز که داشتم وبگردی می کردم در سایت بازتاب به یک خبر در مورد اکبر گنجی برخوردم که گزارشی بود در مورد جلسه اخیر اقای گنجی در لندن عنوان مطلب تشنج در سخنراني اكبر گنجي در لندن بودودر توضیح امده بود :

به رغم ظرفيت سيصد نفره سالن برگزاري سخنراني، حدود ششصد تن از ايرانيان مقيم لندن در اين مراسم شركت داشتند. در جريان اين سخنراني، يكي از خانم‌ها به گنجي گفت: تو كه قاتل فرزند اعدامي من هستي چگونه از دمكراسي صحبت مي‌كني؟ .......

دوستان عزیز حکومتی و کلیه کسانی که رفتار گنجی انها را قلقلک می دهد از چند سال پیش که گنجی شروع به نوشتن کرد از هیچ کاری نسبت به او دریغ نکردند تا اینکه حدود 6 سال پیش اورا به جرائم جالبی به زندان انداختند تا سر وصدای او بخوابد غافل از اینکه اکبر اقا در زندان هم غوغا  به پا کرد و کلی ابروی انها را برد چند ماه پیش دوره محکومیت اقای گنجی به پایان رسید و او به چند کشور دنیا دعوت شد تا جایزه بگیرد و سخنرانی کند و.......

از روز ازادی رسانه های دوستان حکومتی دائما او را مورد حمله قرار داده و مورد تهمت قرار دادند مثلا نشری وزین پرتو ارگان رسمی اقای مصباح در خبری از گنجی در مورد دریافت جایزه از روسیه به ارزش 120 میلیون تومن و قرار دادن عکس معروف ایشان با ریش بلند در کنار عکس صدام با ریش بلند( غافل از اینکه گنجی فقط ریشش شبیه صدام بود وکسان بسیاری هستند که  هم ریششان شبیه صدام است هم رفتارشان و خیلی هم ازشان تعریف می شود .... !!!!!)  به اکبر اقا حمله کرده بود گویی که این 120 میلیون سهم امام بوده که در روسیه از شیعیان جمع شده وبه گنجی داده شده ؟ !!.واکنون سایت بازتاب هم در یک حمله به گنجی سخنانی را منتشر کرده که گذشته گنجی را زیر سئوال ببرد و اورا قاتل و دارای ارتباط با جمهوری اسلامی بداند .دوستان بازتابی فراموش کرده اند یا بی اطلاعند که اگر گنجی اعدام می کرده عضو سپاه بوده وسرباز جمهوری اسلامی ؟؟؟ و همکاران سابق او هنوز مشغول انجام همان جنایات  ضد بشری هستند و اتفاقا صاحب امتیاز سایت انان فرمانده  گنجی بوده است( اقای محسن رضایی) . یا در قسمتی دیگر از حمله که به چگونگی خروج گنجی از کشور می پردازد در اصل اعتراف طرفداران جمهوری اسلامی به جلوگیری از خروج مخالفان از کشور بدون حکم قضایی است و این اعتراف نشان می دهد که خودشان هم می دانند ایران را به یک زندان بزرگ برای مخالفان خود تبدیل کرده اند تا مبادا به خارج رفته و کسی از این بهشت زیبا خبری بشنود ( روحت شاد استالین) .

توصیه من به این دوستان این است که از هر راهی برای خراب کردن دیگران استفاده نکنند چون ممکن است بازهم خودرا بیشتر محکوم وخراب کنند . واز شما دوست عزیز می خواهم خودتان خبر را بخوانید ودر مورد ان قضاوت کنید

اصل خبر را در قسمت بقیه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

فرزندم همیشه این قابلیت را در خود
حفظ کن که در برابر هرگونه بیعدالتی
بر علیه هر کس ودر هر کجای دنیا
حساس باشی.
ارنستو چه گوارا

 

در منتها علیه غربی قاره اسیا و در سواحل شرق مدیترانه سرزمینی قرار داری که برای سه دین اصلی اللهی اسلام . مسیحیت ویهودیت سرزمین مقدسی به شمار می اید سرزمینی که زادگاه عیسای مسیح است و قبله اول مسلمین ومقدس ترین سرزمین یهودیان محل زندگی چند پیامبر بنی اسراییل و از دیرباز بدلیل همین تلاقی محلی بوده که زاینده حوادث تاریخی بسیار بوده است . مادر این نوشته سعی بر این نداریم تا حوادث تاریخی را مرور کنیم بنابراین با یک جهش  تاریخی به زمان حال می اییم زمانی که ملتی صرف نظر از دین هویت مرام ونژاد در این سرزمین دچار ظلم شده اند ملتی که چند نسل ان بیش از پنجاه سال است که  مورد تعدی وستم قومی دیگر قرار گرفته اند . قومی که برای سرکوب انان از هیچ روشی فروگذار نمیکنند قتل!  ترور !  بمباران مناطق شهری, بیمارستانها مدارس و دانشگاهها , تخریب و غصب منازل , ریشه کنی درختان چند ده ساله باغات  و هزاران جنایت دیگر  . اصلا مهم نیست که چرا این اتفاقات می افتد اینها با هم چه مشکلی دارند ولی چیزی که مهم است این است که این اتفاقات می افتد. مردم این سرزمین کشته می شوند مهم این است که کودکان این سرزمین با دلهره می خوابند در فقر زندگی می کنند و هر لحظه امکان دارد کشته شوند .

ولی از همه اینها بدتر و دردناک تر سکوت دیگران است . دیگرانی که برای کشته شدگان قرنهای پیششان یادبود می گیرند و اشک می ریزند برای کشته شدن حیوانات متاثر می شوند و جان خود را در خطر می اندارند تا از ان جلوگیری کنند  حال فقط چشم می بندند چشم می بندند تا منافعشان تهدید نشود . تا تجارت راحتتری داشته باشند تا در مناسبات جهانی دستی داشته باشند  تا یه ستمگران نزدیک شوند . چشم می بندند تا تا نبینند ستمی را که بر مظلومان وارد می شود . نکته بسیار جالبتر این است که این مردم مظلوم تبدیل به یک کالای  بین المللی شده اند عدهای از انان بر سر میز مذاکرات بعنوان وسیله رسیدن به منافع خود استفاده می کنند دولت دیگری به ظاهر از انان پشتیبانی میکند ولی در خفا برای چند میلیون دلار انهارا که امیدوار به ان دولت شده اند را براحتی می فروشند و این ملت هرروز نا امید از یکی به کمک و همدردی دیگری دل می بندند تا باز هم قربانی یک بازی سیاسی دیگر شوند .

واقعا چه باید کرد ما چه می توانیم بکنیم کجایند کسانی که ادعای حقیقت جوئی دارند  کجایند کسانی که ادعای حقوق بشرشان گوش فلک را پاره می کند کجایند وارثان محمد تا از ظلم بر همنوعشان رگهای گردنشان پر از خون غیرت شود کجایند وارثان مسیح تا به کودکان فلسطین بگویند طعم عشق اینگونه است کجایند وارثان راستین موسی تا برای ازادی مظلوم قیام کنند کجایند..........   ایا در این دنیا کسی پیدا نمی شود تا دستی راستین به یاری دراز کند  

  

چرا انرژی هسته ای برای دولت ایران حکم طلا دارد

 

 

شاید تا بحال این سئوال برایتان مطرح باشد که چرا داشتن فناوری هسته ای برای دولت ایران اینقدر مهم است حاضر است برای رسیدن به ان چیزهای زیادی را از دست بدهد دچار چالشهای جهانی و داخلی شود در حالیکه با کوتاه امدن از مواضع خود می تواند به منافع اقتصادی دیپلماتیک زیادی برسد ویا از ان سو چرا دول بزرگ و دمکرات جهان که دائما تحت فشار افکار عمومی خود هستند و همچنین سازمانهای معتبر بین المللی اینقدر در از بین بردن یک حق ساده و جلوگیری از تحقیقات یک موضوع علمی متعلق به نیم قرن پیش در یک کشور تلاش می کنند.

بدست اوردن این فناوری به چند دلیل برای دولت ایران مهم است که ما در این مقاله سعی می کنیم به این دلایل به ترتیب اهمیت نگاهی ساده و گذرا داشته با شیم:

ادامه نوشته

مروري بر پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي: "ان. پي. تي"

 

در اعلام حمايت خود از انجام تحقيقات، توسعه بخشيدن و تلاش هاي ديگر در جهت اجراي موثر اصل تدابير حفاظتي با استفاده از تجهيزات و ساير راهكارها در خصوص انتقال مواد اصلي و مواد مخصوص شكاف پذير در چارچوب تدابير حفاظتي مقرر شده توسط آژانس بين المللي انرژي اتمي در تاييد اين اصل كه منافع استفاده صلح آميز از تكنولوژي هسته اي از جمله فرآورده هاي جانبي كه ممكن است توسط دولت هاي داراي تسليحات هسته اي از طريق توسعه ابزارهاي انفجار هسته اي به دست آيد، بايد به منظور بهره برداري در مقاصد صلح آميز در اختيار تمام همپيمانان اعم از دولت هاي داراي تسليحات هسته اي يا فاقد تسليحات هسته اي قرار گيرد با ايمان به اين كه در عملي كردن اين اصل، تمام همپيمانان حق دارند به منظور حصول پيشرفت در استفاده صلح آميز از انرژي اتمي، در تبادل اطلاعات به حداكثر نحو ممكن مشاركت داشته باشند و به تنهايي يا با همكاري ساير دولت ها در اين زمينه تلاش كنند، در ابراز نيات خود جهت توقف مسابقه تسليحات هسته اي در نزديكترين زمان ممكن و براي اتخاد تمهيدات موثر جهت خلع سلاح هسته اي در تشويق كليه كشورها به همكاري جهت دستيابي به اين هدف،

ادامه نوشته