فراموشخانه |
قسم به اسم آزادی ........!!!
|
|
درباره وبلاگ
![]() آزادی.....!!
در دامن اسارت می زاید در زنجیر رشد می کند از ستم تغذیه می کند با غضب بیدار می شود........ های... این سرنوشت آزادی است! دکتر علی شریعتی ____________________ فرزندم همیشه این قابلیت را در خود حفظ کن که در برابر هرگونه بیعدالتی بر علیه هر کس ودر هر کجای دنیا حساس باشی. ارنستو چه گوارا ________________________ انسان با آزادی آغاز می شود و تاریخ سرگذشت رقت بار انتقال اوست از این زندان به زندان دیگر و هر بار که زندانش را عوض می کنند فریاد شوقی بر می آورد که آزادی.................. _____________________ لطفا ما را از نظرات خود محروم نفرمائید منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
31 خرداد سالروز تولد ژان پل سارتر نويسنده فرانسوي
31 خرداد سالروز تولد ژان پل سارتر نويسنده فرانسوي "I have no religion, but if I were to choose one, it would be that of Shariati's." ژان پل سارتر کيست؟ فيلسوف اگزيستانسياليست يا روشنفکر کمونيست؟ داستان نويس يا نمايشنامه نويس؟ فعاليت هاي سارتر متنوع تر از آن است که بتوان به اعتبار يکي، از بقيه چشم پوشيد. سارتر هر جا که قدم مي گذاشت با جديت و اراده اي که از جهان بيني اگزيستانسياليستي اش مايه مي گرفت، راهش را تا نهايت منطقي آن ادامه مي داد. اگر به دنياي ادبيات وارد شد، آنقدر کارش را خوب انجام داد که سرانجام برنده جايزه نوبل شد. اگر وارد دنياي فلسفه شد، آنقدر کتاب و مقاله نوشت و سخنراني و مصاحبه کرد که فلسفه اش مشهورترين و پر طرفدارترين نحله فلسفي روزگارش شد. اگر پا به عرصه روشنفکري گذاشت، آنقدر در کافه ها پرسه زد و دراعتصابات شرکت کرد وله يا عليه حکومتگران موضع گيري کرد که نماد جنبش روشنفکري در قرن بيستم شد. اگزيستانسياليست ها معتقدند وجود بر ماهيت تقدم دارد. يعني هرکس، قبل از هر چيز وجود دارد؛ پيش از اين که فقير باشد يا غني، بي سواد باشد يا دانشمند و سرانجام، يکي از علاقه مندان به اينشتين باشد يا خود اينشتين. اگزيستانسياليست ها مي گويند آدمي قبل از هر چيز، وجود دارد و در اين وجود با ديگران برابر است. آنگاه او مي تواند به ماهيتش شکل دهد. تصميم بگيرد که يک آس و پاس محتاج به نان شب باشد يا ثروتمندترين انسان روي کره خاکي. ممکن است آدمي با تصميم قبلي به سوي ناکامي نرود ولي اين چيزي از مسئوليتش در قبال خودش کم نمي کند. اين سخن سارتر شهرت زيادي يافته است که اگر شخصي از پا فلج باشد و مدال طلاي المپيک را دردوميداني نگيرد، مقصر فقط خودش است. اگر چه اين ديدگاه مخالفان و موافقاني دارد ولي نمي شود انکار کرد که خود سارتر تجسم عيني ادعايش بود. او به هر حوزه اي وارد شد، هيچگاه کمال گرايي را از ياد نبرد و موفقيت هاي بسيارش دليل اين مدعاست. ژان پل سارتر در 21 ژوئن 1905 در پاريس متولد شد. پانزده ماهه بود که پدرش ژان باتسيت سارتر را از دست داد. مادرش که نسبت نزديکي با آلبرت شواتيزر، پزشک معروف فرانسوي داشت تا پايان عمر مورد توجه ژان پل بود. نويسنده معروف هميشه از تاثير عميق مادرش بر شخصيت و افکارش ياد مي کرد. در نوزده سالگي وارد دانشسراي عالي پاريس شد. فيلسوف آينده در بيست و سه سالگي در امتحانات نهايي رشته فلسفه شرکت کرد و با کمال خجالت مردود شد. البته علت آن ضعف علمي نبود؛ علت موضع راديکال سارتر بود که معتقد بود فلسفه را بايد فهميد و نه اين که حفظ کرد. در امتحانات سال بعد با رتبه اول قبول شد. اما نفر دوم اين امتحانات کسي نبود جز سيمون دوبوار؛ زني که از اين پس تا پايان عمر نزديکترين همراه فکري و عاطفي سارتر بود. سه سال بعد ژان پل به عنوان معلم فلسفه به بندر لوهاور رفت و مدت ها در اين شهر اقامت داشت. اما دوري از دوبوار در اين مدت آن چنان براي سارتر جوان گران آمد که پس از بازگشت به پاريس به طور جدي به فکر ازدواج با دوبوار افتاد. در سال 1933 با يک فرصت مطالعاتي به برلين سفر کرد و يکي دو سالي که در آلمان بود به آشنايي با آثار "هوسرل"و "هايدگر" گذشت. "هستي و زمان" هايدگر آن چنان تاثيري بر سارتر نهاد که سرانجام در سال 1941 کتاب "هستي و نيستي" را منتشر کرد و تاثير پذيري خود را از فلسفه پديدار شناسانه هايد گر آشکار کرد. سال 1936 بود که رمان "تهوع" را نوشت و به انتشارات گاليمار تحويل داد. صاحب انتشاراتي با اکراه اين رمان را پذيرفت، اما پس از انتشار کتاب در سال 1938 به عنوان رمان سال برگزيده شد. ضمناً مجموعه داستان "ديوار" نيز به چاپ رسيد که مورد استقبال جامعه ادبي فرانسه قرار گرفت و حتي او را در کنار بزرگاني چون بالزاک قرار داد. بنابر اين پيش از آغاز جنگ، ژان پل سارتر از تثبيت موقعيت ادبي خود مطمئن شد و همين بود که سال هاي بعد را عمدتاً وقف فلسفه کرد. با آغازجنگ جهاني دوم داوطلبانه به جبهه رفت. نگرش فلسفي سارتر ايجاب مي کرد که در متن بحران هاي روزگار وارد شود و حتي اين بحران ها را به عنوان يک فرصت براي خودشناسي تلقي کند. آن چه که در جنگ براي سارتر اهميت داشت، تماس نزديکي بود که با مرگ بر قرار مي شد. در ميدان جنگ، مرگ دم دست تر از هر جاي ديگري بود؛ و در مواجهه با مرگ بود که آدمي امکانات وجودي خودش را آشکار مي کرد. تقدير اين بود که سارتر در سي و پنجمين سالروز تولدش در 1940 به اسارت آلمان ها در آيد. اسارتش بيش تر از يک سال دوام نياورد و پس از آزادي به فعاليت فلسفي و ادبي اش ادامه داد. سرانجام در سال 1980و در شرايطي که سال ها بينايي اش را از دست داده بود در پاريس و در سن 75 سالگي در گذشت. سه جلد رمان "راه هاي آزادي" رسالات فلسفي "نظريه احساسات"، "مخيلات" و "رساله تخيل"، نمايشنامه هاي "گوشه نشينان آلتونا" "مگس ها" و "دست هاي آلوده" و آثار ادبي و فلسفي ديگري نوشت که تعدادي از آن ها در شرح فلسفه اش بود يا واکنشي در برابر جريانات سياسي روزگارش . از سایت تبیان |
|
|