تبليغاتX
فراموشخانه
قسم به اسم آزادی ........!!!
دانستني هايي درباره ي محوطه تاريخي تخت جمشيد دراستان فارس  

 

 تخت جمشيد در دامنه كوه رحمت در 57 كيلومتري شمال شهر شيراز، در شهرستان مرودشت در طول جغرافيايي 53 درجه و 54 دقيقه شرقي و عرض 29 درجه و 56 شمالي قرار گرفته و 1770 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: تاریخی
طناب 

 

 

 

داستان درباره يک کوهنورد است که مي خواست از بلندترين کوه ها بالا برود. او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز کرد....................................................


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: اجتماعی
31 خرداد سالروز تولد ژان پل سارتر نويسنده فرانسوي 

"I have no religion, but if I were to choose one, it would be that of Shariati's."
-Jean-Paul Sartre

ژان پل سارتر کيست؟ فيلسوف اگزيستانسياليست يا روشنفکر کمونيست؟ داستان نويس يا نمايشنامه نويس؟ فعاليت هاي سارتر متنوع تر از آن است که بتوان به اعتبار يکي، از بقيه چشم پوشيد. سارتر هر جا که قدم مي گذاشت با جديت و اراده اي که از جهان بيني اگزيستانسياليستي اش مايه مي گرفت، راهش را تا نهايت منطقي آن ادامه مي داد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: فرهنگی هنری
صادق هدایت 

کسانی که نوشته های صادق هدایت را خوانده باشند متوجه می شوند که جنس نوشته های  صادق هدایت با نویسنده های دیگر خیلی فرق می کند یه جورایی ادم تو فکر می بره فکری که نمی دونی از کجا سرچشمه می گیره جنس داستانهاش با دیگران فرق می کنه جنس عشقش اصلا شبیه دیگران نیست همینطور هم نزدیکی عجیبش به مرگ ادم حس می کنه که اون اهل این دنیا نبوده شاید دنبال یه زندگی دیگه می گشته تو زندگیشم اگه دقت کنید خیلی راحت از چیزای مادی دل می کنه فکر میکنم از اون  دسته ادماییه که باید کشف بشه من در نوشته های پایین سعی کردم یه شمه اماری ورسمی از زندگی صدق را که از سایت اختصاصی اون که توسط اعضای خانواده اش اداره می شه رو براتون بیارم چون فکر کردم اینجوری مطلب معتبر تره این نوشته ها رو تقدیم می کنم به دوست خوبم حمید که عاشق هدایته و خودشم خوب می نویسه لطف کنید نظرات خودتون رو در مورد صادق هدایت برام بنویسد تا بتونیم به یه جمع بندی خوب در مورد صادق هدایت برسیم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: فرهنگی هنری
کوکا کولا 
سلام دوستان امروز یه چیز جالب دارم براتون در باره ارم شرکت معظم کوکا کولا تا حالا ارم این شرکتو تو آیینه دیدید اگر ندیدید به عکسای پایین نگاه کنید ببینید چی دستگیرتون میشه

  

عکس اول ارم این شرکت رو در حالت استاندارد و عکس دوم همون ارم رو جلوی ایینه نشون میده

در عکس دوم اگر دقت کنید بجای عبارت لاتین کوکا کولا عبارت عربی لا محمد لا مکه معلوم می شود

حالا هی برید بگید زمزم مزش فلانه قندش بهمانه

|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: اجتماعی
دولت هاي مداخله گر در اقتصاد؛ ايران در صدر، آمريکا دوازدهم،گواتمالا آخر! 
 

 

طبق آخرين گزارش بنياد تحقيقاتي هريتيج، دولت ايران طي سال‌هاي 2003 تا 2006 بالاترين سطح مداخله در اقتصاد را در ميان نزديک به 160 کشور جهان داشته است. آمريکا نيز به عنوان برترين قدرت اقتصادي جهان، دوازدهمين کشور مداخله گر در اقتصاد داخلي است. البته اين شاخص، به تنهايي، قطعاً تعيين کننده وضعيت اقتصادي يک کشور نيست؛ امّا با يک نگاه کلي شايد بتوان به نتايج جالبي رسيد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: اجتماعی
آيا مولوي ايراني است؟! 
برخي از علاقمندان به مولوي مي گويند ايران به عنوان کشوري که مليت مولانا به آن بازمي گردد و اشعار او سراسر به زبان مردم اين مرز و بوم سروده شده است، براي بزرگداشت اين چهره جهاني نبايد تنها به دعوت از يک مترجم آمريکايي اشعار مولوي و اعطاي دکتراي افتخاري به او بسنده کند.البته این عمل دولت ایران برای اولین بار نیست وما بارها شاهد بی توجهی مقامات به مفاخر ملی در صحنه جهانی بوده ایم این بی توجهی وعدم اطلاع رسانی قوی از سوی دولت ایران نه تنها  گذشتگان که بزرگان معاصر ودر قید حیات را نیز در بر گرفته بطوریکه در بسیاری از کشورهای همسایه شاهد معرفی بزرگان ایرانی به عنوان مفاخر ملی انها هستیم بزرگداشتها و تندیسهای انان با شکوه معرفی می شوند ودولت ما همچنان بی توجه ....... فقط مانده بگویند فردوسی افغان بوده و یاحافظ که عرب بوده و  دکتر شریعتی هم که اهل سوریه خلیج فارس هم که از اول خلیج عربی بوده دریای کاسپین(قزوین) که نامش از اول دریای آذربایجان(شوروی) بوده ونام ایران هم که اصلا ایران نبوده اسمش کانادا بوده اصلا ما در قدیم در این منطقه ایران نداشتیم اینجا قدیم استرالیا بوده ................
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: فرهنگی هنری
اولين هنرمند نقاش شناخته شده ايراني 

 

 

ماني نقاش: بنيانگذار آيين مانوي که نسبش از طرف مادر به اشکانيان برمي گشت، وي پسر «فاتک» بود و در ايام جواني به آموختن علوم و حکمت و غور و مطالعه در اديان رزتشتي و عيسوي و ساير دينهاي زمان خويش پرداخت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: فرهنگی هنری
مروري بر پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي: "ان. پي. تي"  
 

در اعلام حمايت خود از انجام تحقيقات، توسعه بخشيدن و تلاش هاي ديگر در جهت اجراي موثر اصل تدابير حفاظتي با استفاده از تجهيزات و ساير راهكارها در خصوص انتقال مواد اصلي و مواد مخصوص شكاف پذير در چارچوب تدابير حفاظتي مقرر شده توسط آژانس بين المللي انرژي اتمي در تاييد اين اصل كه منافع استفاده صلح آميز از تكنولوژي هسته اي از جمله فرآورده هاي جانبي كه ممكن است توسط دولت هاي داراي تسليحات هسته اي از طريق توسعه ابزارهاي انفجار هسته اي به دست آيد، بايد به منظور بهره برداري در مقاصد صلح آميز در اختيار تمام همپيمانان اعم از دولت هاي داراي تسليحات هسته اي يا فاقد تسليحات هسته اي قرار گيرد با ايمان به اين كه در عملي كردن اين اصل، تمام همپيمانان حق دارند به منظور حصول پيشرفت در استفاده صلح آميز از انرژي اتمي، در تبادل اطلاعات به حداكثر نحو ممكن مشاركت داشته باشند و به تنهايي يا با همكاري ساير دولت ها در اين زمينه تلاش كنند، در ابراز نيات خود جهت توقف مسابقه تسليحات هسته اي در نزديكترين زمان ممكن و براي اتخاد تمهيدات موثر جهت خلع سلاح هسته اي در تشويق كليه كشورها به همكاري جهت دستيابي به اين هدف،


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/20 | موضوع: سیاسی
آرش کــــمانگـــیر 

 «منم آرش!

چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن!

«منم آرش، سپاهی مرد آزاده،

«به تنها تیرترکش آزمون تلختان را

«اینک آماده

«مجوییدم نسب،

«فرزند رنج و کار،

«گریزان چون شهاب از شب،

«چو صبح آماده دیدار.

 

«مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش.

«گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش

«شما را باده و جامه

«گوارا و مبارک باد:

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/19 | موضوع: فرهنگی هنری
بمناسبت معرفی سر پاس مختاری در یک برنامه ادبی تلویزیونی 

شب های تابستان در آجر فرش جلوی اتاق پنج دری روی قالیچه ای که با کتاب آبی رنگ فرش شده بود می نشستیم . یک فانوس قشنگ هم در کنارحوض مستطیل که نمای آن از سنگ بود قرار داشت و نیمی از حیاط را روشن می کرد و عطر گل های درهم اطلسی و شاه پسند مشام جان را تازه می کرد. پیرزن اصفهانی خوش صحبتی در خانه ما بود که قصه می گفت بعد از شام روی تخت بزرگی که چندین تختخواب رویش جا می گرفت دراز می کشیدیم و پیرزن قصه را آغاز می کرد . گاهی کلام خود را می برید و می گفت : بچه ها گوش کنید صدای ویولن بلند شد . ما هم طوری به این صدا مانوس بودیم که سکوت می کردیم و گوش می دادیم و با نغمه ساز به خواب می رفتیم . نوازنده ویولن یک صاحب منصب نظمیه بود که پشت منزل مادر ما در پارک پدرش منزل داشت .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/18 | موضوع: تاریخی
 

پیامی برای صلح

 

 

مرگ احمد خطيب به گونه اي غمبار ، خبر از هيچ حادثه غير معمول ندارد .
يك كودك دوازده ساله فلسطيني در حالي كه تفنگ اسباب بازي به دست دارد از سوي سربازان اسرائيلي هدف گلوله قرار مي‌گيرد . اما آنچه كه در پي اين حادثه اتفاق مي‌افتد ، غير معمول است . پدر و مادر اين نوجوان ، اعضاي بدن او را به شش اسرائيلي اهدا مي‌كنند . آنها مي‌گويند كه تصميم خود را نشاني از صلح و در عين حال مقاومت مي‌دانند .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/18 | موضوع: اجتماعی
نامه تاریخی چارلی چاپلین به دخترش ژرالدین 

 

 

 

جارلی چاپلین یکی از اون ادماییه که هرکس بتونه هنر رو حتی به اندازه سر سوزنی درک کنه متوجه هنر ذاتی و سبک زیبای سینمای اون میشه ادمی که قبل از اینکه اثار هنری زیبای خودشو خلق کنه تونست صاحب یه زندگی زیبا باشه پسر بچه فقیر لندنی تونست به یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ تبدیل بشه . یه ادم دوست داشتنی که دغدغه های بزرگی داشت فکر قشنگی داشت و یه نابغه واقعی بود.

چارلی از همسرش اونا صاحب بچه های زیادی شد ولی فقط یکی از بچه هاش بنام ژرالدین راه پدر رو تو سینما ادامه داغد و اتفاقاً تونست موفق هم باشه یکی از یادگارای قشنگ چارلی نامه اون به دخترش ژرالدینه که در زیر متن نامه رو براتون گذاشتم امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/03/18 | موضوع: فرهنگی هنری
زمـسـتـان اسـت 

 

زمـسـتـان اسـت

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است

کسی سربرنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد نتواند

که ره تاريک و لغزان است .
وگر دست محبت سوی کس يازی

به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است.

نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون ابری شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت

نفس کاينست ، پس ديگر چه داری چشم
زچشم دوستان دور يا نزديک

مسيحای جوانمرد من ! ای ترسای پير پيرهن چرکين !
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...

دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای

منم ، من ، ميهمان هر شبت ،لولی وش مغموم
منم ، من ، سنگ تيپا خورده رنجور

منم ، دشنام پست آ فرينش ، نغمه ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم

بيا بگشای در، بگشای ، دلتنگم.
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

تگرگی نيست ، مرگی نيست
صدايی گر شنيدی ، صحبت سرما و دندان است.

من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گويی که بيگه شد ، سحرشد ، بامداد آمد؟
فريبت می دهد ، بر آسمان اين سرخی بعد از سحرگه نيست.

حريفا ! گوش سرما برده است ، اين يادگار سيلی سرد زمستان است.
و قنديل سپهر تلگ ميدان ، مرده يا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است. 
 

حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان ،

نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
درختان اسکلتهای بلور آجين ،

زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است....

 

مـهـدی اخـوان ثـالـث

|+|
بالا
جستجو در گوگل